سختی ها و از یک پدر و مادر با کودک است که دیابت نوع 1

[ad_1]

بدیهی است که من یک کودک مبتلا به دیابت نوع 1; اما آنچه شما نیاز به دانستن این است که من تقریبا از دست من دختر به این بیماری حدود 6 سال پیش زمانی که او برای اولین بار تشخیص داده شد. دیابت نیست “اجرا” در خانواده ما; ما تا به حال هیچ ایده چه علائم و نشانه بودند.

در روز ولنتاین که در آن سال ما از خواب بیدار شد برای پیدا کردن او را در حالت اغما است. ما با عجله او را به بیمارستان تنها برای پیدا کردن که او دیابتی با یک زمان سطح قند خون از 1482. که در آن نقطه در قلب من غرق شد. این واقعیت که او دیابتی حتی نمی متقابل ذهن من در آن نقطه است. این واقعیت که او در کما بود و به lifeflighted به سنت لوئیس بیمارستان کودکان.

هنگامی که ما وارد در سنت لوئیس آن را تنها پس از آن که متوجه شدم به شدت از این وضعیت است. به عنوان خوب به عنوان پزشکان و پرستاران آنها فقط صادقانه زمانی که آنها به ما گفت که آنها نمی دانند که آیا یا نه آنها خواهد بود قادر به آوردن او از کما. تنها زمان می تواند بگوید. آن را خالص شکنجه به صبر کنید تا زمانی که ما انجام دادیم اما بعد از 36 ساعت دخترم از خواب بیدار شد تنها برای پیدا کردن که زندگی او را تغییر داده بود.

بودن پدر و مادر یک کودک است که نوع 1, دیابت به این معناست که در انگشتان پای خود را در تمام زمانها. دختر من به معنای واقعی کلمه ما را از طریق بسیاری به عنوان او را دوست دارد به “ظرف غذا” در اطراف و ببینید که او چه می توانید با. ما گرفتار او رخنه تزریق انسولین فقط به طوری که او می تواند غذا خوردن بیشتر, به جای فقط به ما گفتن او گرسنه بود. ما او را گرفتار دروغ گفتن در مورد آنچه که او سطح قند خون هستند (در مقایسه با دستگاه گلوکومتر) به طوری که ما نمی دانیم که او یک بار دیگر بوده است رخنه مواد غذایی و یا آب نبات. ما تا به حال برای رفتن تا آنجا که به پد قفل او دیابتی کیت به منظور برای او نه قادر به باز کردن آن بدون کمک ما.

او را در حال حاضر (اما هنوز هم در تاریخ بالا) و به نظر می رسد که زمان می گذرد که او فقط نگه می دارد بیشتر و بیشتر شجاعانه. من پیدا کرده اند که در اینجا به تازگی که او هنوز هم دیوانه در او بیماری است. او حتی گفت که او زندگی خود متنفر است و دیگران نفرت او چرا که او دیابتی. اگر چه من می خواهم به زندگی من برای تغییر آن فقط یک احتمال است.

به عنوان یک پدر و مادر شما باید قوی برای کودک خود را. آنچه فرزند شما در حال رفتن را از طریق دشوار است. آنها فقط درک نمی کنم که چگونه و یا چرا این اتفاق افتاده است به آنها. آن را می سازد آنها را متفاوت از دیگر کودکان و نوجوانان و به آنها نیست “عادی”. آنها نیاز به پشتیبانی از هر دو دوستان و خانواده تا زمانی که آنها به اندازه کافی به درک که این چیزی است که فقط نمی توان کمک کرد و آنها می رویم به یاد بگیرند که چگونه باید با آن زندگی مسالمت آمیز است. یکی از این روزها من دعا می کنم که او قادر خواهد بود به شرایط بیماری خود را برای آنچه در آن است و یاد بگیرند که چگونه به زندگی در هماهنگی با آن است.

[ad_2]