اصلاح طلبی یا قدرت طلبی؟

اصلاح طلبی یا قدرت طلبی؟

خداوند در آیات متعددی از قرآن کریم هدف از رسالت پیامبران خود را اصلاح روشها و رفتارهای غلط آحاد جامعه بیان کرده است ، از جمله آیه ٨٨ سوره مبارکه هود ، آیه ١١٤ سوره مبارکه نساء ، آیه ٥٦و٨٥ سوره مبارکه اعراف و امثالهم ، امام حسین (ع) به تاسی از همین سیره پیامبران الهی هدف از قیام عاشورا را اصلاح امت جدش(ص) اعلام می فرماید(١)، اصلاح طلبی در فرهنگ لغت فارسی هم به معانی قابل ستایشی آمده است، از جمله برطرف کردن عیب و ایراد چیزی ، درست کردن ، به صلاح آوردن و نکو کردن (٢).

با این مقدمه و با این تعریف ، اصلاح طلبی امری مقدس است که انسانهای برجسته بدان مأمور می شوند تا جامعه را از انحراف و کجی بر حذر داشته و به راه راست و درست هدایت کنند ، اگر آحاد جامعه یا متولیان حکومت از مسیر صلاح خویش منحرف شوند ، وظیفه و رسالت مصلحین جامعه است تا آنها را با تذکر ، توجه و حتی با تحکم به مسیر صحیح  هدایت کنند ، اما اصلاح طلب باید دارای ویژگیهایی باشد و اصلاح طلبی ملزوماتی را می طلبد که اگر أنها نباشد و یا رعایت نشود امر مقدس اصلاح طلبی به بیراهه رفته و آفت بزرگی برای جامعه و مردم خواهد شد، از ملزومات اصلاح طلبی داشتن علم و آگاهی کافی مدعی اصلاح طلبی از صلاح و فساد جامعه است ، یعنی قائم به اصلاح طلبی باید بداند چه چیزی فلاح راستین و واقعی جامعه است ، او باید اهداف والای جامعه را بشناسد ، رسیدن به رویاهای دست نیافتنی و یا ترسیم و هدف قراردادن اهداف غلط ، تلاش عالمانه یا جاهلانه برای گمراه کردن و به بیراهه بردن جامعه است .

اصلاح طلب باید خود را هم اصلاح و تزکیه کند ، ابتدا امر اصلاحات را از خود شروع کند ، رذائل ، زشتیها ، پلیدیها ، منکرات و کجی ها را در خود شناسایی کرده ، آنها را اصلاح نموده و خود را تطهیر کند تا هنگام نصیحت دیگران به راه راست ، ایراد کج روی و رفتار غلط بر خود او وارد نباشد، اصلاح طلب نباید کوته بین و نزدیک بین باشد، حتی اگر عوام مردم به رغبت نیل به لذتها و اهداف گذرا ، تمایل به رفاه و خوشیهای زودگذر داشته باشند، اصلاح طلبان که از اندیشمندان و صلحای قومند، مصلحت جامعه را در تلاش برای اهداف بلند و پایدار دانسته و جامعه را از انحراف از آن باز می دارند، هر چقدر اصلاح طلب واقعی در عمل به ادعای خود صداقت و شرافت داشته باشد، محدودیت و انجماد فکری او کمتر و جامعیت عمل و اندیشه او بیشتر است، اصلاح طلب فقط خود را محدود به اصلاح اطرافیان، شهر یا جامعه خود نمی داند، بلکه خود را مکلف به اصلاح انحرافات در کل جامعه بشری می داند، اصلاح طلب، آزاد اندیش و آزاده بوده و از وابستگی فکری به جناح خاص سیاسی، اقتصادی و امثال آن مبری است، چرا که وابستگی به جناح و طیف خاص ، اصل آزادگی، بی طرفی و صداقت مدعی را مخدوش کرده و او را از رسالت هدایت جامعه به سمت صلاح و فلاح دور می کند.

مفهوم صلاح هر جامعه ای در وجه قدسی ، آن است که با فطرت آدمی به حکم” فطره الله التی فطرالناس علیها….”(٣) سازگار باشد، عدالت، صداقت، شفافیت، رفاه سالم، مبارزه با ظلم و ظالم، امنیت، مبارزه با فساد، سلامت جامعه و امثال این خصلتها و ویژگیهای برتر انسانی مظاهر صلاح جامعه است که با طبیعت و فطرت تمامی انسانها سازگاری دارد.

متاسفانه اصلاح طلبی هم مانند برخی دیگر از ویژگیهای مقدس جامعه انسانی، چون از دروازه تمدن غرب گذر کرد و به بلوک شرق رسید، دچار استحاله شد و معنایی متفاوت و حتی مغایر با اصل خود یافت بدون آنکه بشر به ریشه و اصل این مهم توجه کند که اصولا اصلاحات از ابتدای خلقت بر اساس رسالت الهی همراه انسان بوده و همواره خداوند برای اصلاح جامعه برگزیدگانی را مبعوث کرده تا از انحراف جوامع بشری جلوکیری کنند، متاسفانه تولد اصلاحات را از قرن نوزدهم و با تفکر متفاوتی که ادوارد برنشتاین با شیوه معمول سوسیالیزم در نوع رسیدن به قدرت و حکومت بر جامعه غرب داشت می دانند، سوسیالیستها تنها راه حاکمیت ایده و سیره خود بر جامعه را روشنگری آحاد جامعه و تشویق به انقلاب و سپس تغییر سیاستهای حاکم با خیزش و انقلاب توده ها می دانست و چون نیل به این اهداف مشکل و گاه غیر ممکن بود، افرادی مانند برنشتاین، گایتسکل و کروسلند به تغییر ساختار و نوع حکومتها از طریق رفرمیسم و اصلاحات گام به گام و به نوعی انقلاب نرم، قائل بودند، یعنی اصلاح وضع موجود و نیل به وضع مطلوب مورد نظر آنها بر اساس اتخاذ روشی غیر از شیوه مرسوم و موجود، نتیجه این شیوه پیروزی تونی بلر در سال١٩٩٥ و تغییر قانون اساسی انگلیس بر اساس نظریه اصلاح طلبان سوسیال دموکرات شد، این ، اصلاح طلبی برای جامعه نیست، تلاش عده ای برای رساندن یک جریان فکری یا سیاسی به قدرت است نه دل سوزاندن برای مردم.

پرداختن به جریان احزاب و جناحها در ایران، اگر عمری باقی باشد درمقاله ای مجزا مورد نقد قرار خواهد گرفت و باور بر این است که هیچکدام برای مردم و در جهت منافع مردم نیستند و هر کدام دکه ای برای کاسبی باز کرده اند، لیکن چون موضوع مورد بحث، اصلاح طلبی است فعلأ فقط بدان می پردازیم، اصلاح طلبی در ایران هم متاسفانه به برداشتی باز هم غلط تر از رفرمیسم غربی، استخدام واژه ها، بازی کردن با احساسات و عواطف جامعه، بزک کردن برخی آرمانها و اهداف مردم مانند: عدالت، رفاه، آزادی و امثال آن و موج سواری بر تلاطم ایجاد شده برای نیل به اهداف شخصی و جناحی منجر شد، چرا که همانگونه که اشاره رفت، اصلاح طلب واقعی نه محجوریت فکری دارد و نه محدودیت عملی، هر کجا ظلمی دید بر علیه آن می شورد، هرکجا بی عدالتی ای دید فریاد واعدالتا سر می دهد، وابستگی فکری به فرد و جناح خاصی ندارد، بنابر این چشم بسته از اندیشه ای دفاع و فکری را مورد هجوم قرار نمی دهد، هر که دورویی و فساد داشته باشد بر او می تازد، تعبیر او از فساد، عدالت، دروغگویی، شفافیت، ظلم، ظالم و امثال آن ، دوگانه  و مصلحتی نیست تا جایی ظلم را توجیه کند و جای دیگرعدالت را ظلم تفسیر و محکوم کند، اگر در کشورش بواسطه آنکه از مجاری قدرت محرومش کرده اند، مبارزه با فردی فاسد  را چماق بر سر حاکمیت کرده، آن را ظلم تعریف کند و در غرب همان رفتار را اصل عدالت و فساد ستیزی جلوه دهد، عدالت طلب نیست، قدرت طلب است ، اگر در کشورش پلیس با عده ای معدود که به فشار مشکلات اقتصادی خود ساخته و یا به تحریک به خیابان ریخته و به اموال عمومی آسیب بزنند، برخورد کند،آن را ظلم و تضییع ازادی بنامد و فریاد واعدالتا سر دهد، و اقدامی بس شنیع تر و بدتر از این عمل در غرب را از پلیس آن کشورها ببیند و دم نزند، دنبال مردم سالاری نیست، دنبال غرب سالاری است،

اگر در کشورش عده ای محدود که حتی اثبات شده باشد با پول کشورهای غربی، عربی، امنیت و آسایش مردمش را به هم می زنند به  خیابانها بریزند بدون آنکه پشتوانه مردمی داشته باشند را مبارزه مردم با حکومت و خواست عمومی برای تغییر حاکمیت بخواند و میلیونها شهروند غربی را که برای مبارزه با بی عدالتی و نژاد پرستی به خیابانهای کشورهای آمریکایی، اروپایی آمده و خواستار مبارزه با ظلم آشکار هستند را یا نبیند، یا ببیند و دم نزند و یا حتی توجیه کندو آن را میوه های درخت دموکراسی بخواند، امنیت طلب نیست، شورشگر است، اگر هر آنچه از غرب ارسال شده باشد را وحی منزل بداند و تمام تلاشش برای درآمدن خودش و درآوردن جامعه به رنگ و لعاب غرب باشد و کوچکترین حرکت و اقدامش علیه کشورش مورد تایید و تعریف غرب واقع شده و اصلأ هم انکار و یا اکراه نکند که با غرب هم پیاله است، اصلاح طلب نیست، شیفته و عمله غرب است، چنانچه ذره ای امنیت در کشورهای غربی حاکم باشد، به تعریف و تمجید و برجسته کردن آن بپردازد و آن را دستآورد بزرگ جوامع غربی بداند، اما امنیت مثال زدنی کشورش ، علیرغم تمامی دسیسه ها و فتنه ها برای برهم زدن آن را نبیند و یا حرفی از آن نزند، امنیت طلب نیست، هرج و مرج طلب است، اگر تمامی پیشرفتها و دستآوردهای مهم عمرانی، نظامی، خدماتی ، شهرسازی، علمی، پزشکی، تکنولوژیکی و امثال آن را علیرغم تمامی تلاشها و توطئه ها برای محرومیت و محدودیت کشورش به شمار نیاورد و مرتبا دم از پیشرفت و توسعه غرب بزند، خواهان پیشرفت کشور و مردمش نیست، غرب زده است، اگر اغتشاش عده ای محدود در کشور را به خواست عمومی برای تغییر حکومت و نارضایتی عمومی از حکومت بخواند ، اما حضور میلیونی مردم کشورش در حمایت از حاکمیت در راهپیماییهای متعدد، خصوصا ٢٢ بهمن، تشییع باشکوه سردار سلیمانی و امثال آن را تأیید حاکمیت از سوی مردم ندانسته و این خیل عظیم و میلیونی را مردم نخواند، مردمی نیست، بیگانه است، اگر حضور ٣٠درصدی واجدین شرایط در انتخابات غرب و حتی پیروزی ترامپ علیرغم آراء کمتر از کلینتون را عین دموکراسی و قانون، و حضور اکثری مردم خودش در حدود٤٠ انتخابات پس از انقلاب، علیرغم تلاشها و سنگ اندازیهای فراوان برای عدم برگزاری آنها را تقلب و دلسردی مردم از انقلاب بخواند، وطن پرست نیست، غریبه پرست است، اصلاح طلب واقعی،هدف عالی جامعه را  بر اساس مصالح و منافع مردم می یابد و می فهمد، خودش را براساس ضرورتها و الزامات آن هدف والا، تزکیه و تربیت می کند، جامعه را و حکومت را برای قرارگرفتن بر ریل رسیدن به اهداف صحیح، کمک ، هدایت و تربیت می کند، بدنبال قدرت ، ثروت ، شهرت و شهوت نیست، ابتدا خودش عدالت را، جامعیت را، صداقت را، شفافیت را،عدم وابستگی را، آزادگی را، انصاف را می فهمد و در خودش پیاده می کند و سپس دیگران، جامعه و حکومت را همواره بدان مسیر می خواند، در راه رسیدن مردم به مقصد مقدسی که رفاه، امنیت و سلامت واقعی آنها در آن است از خود گذشته و ایثار جان و مال می کند تا دغدغه اصلاح طلبی واقعی برای مردم و جامعه اش داشته و مورد قداست و احترام و تبعیت جامعه قرار گیرد ، در غیر آن، فقط عنوان با مسمای اصلاح طلبی را یدک کشیده تا دکان قدرت، منفعت، شهرت، فرصت و ثروت پرستی خود را آباد کند.

منابع:                    
١ – و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی- امام حسین(ع) – بحارالانوار- ج٤٤- ص٣٢٩
٢ – فرهنگ لغت دهخدا – تعریف واژه اصلاح طلبی
٣ – آیه ٣٠ سوره مبارکه روم



Source link

Share

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *